شیرین کاریهای یاسمین
عزیزم ، دختر قشنگم دیگه داری حسابی خانم می شی، اینقدر شیرین شدی که هیچ کس نمی تونه یک لحظه ازت دل بکنه، شما ماشاالله قدمت برای مسافرت خیلی خوب بوده، ددری هم شدی، اوایل خرداد ماه دوباره 3 روزی رفتیم کیش، بردمت کنار ساحل و کلی حال کردی، اونجا پلاژ بانوان بود و من نمی تونستم از اون لحظه ها برات عکس بگیرم، ولی اینقدر دوست پیدا کردی ، که همه می گفتن چه نی نی قشنگی دارین، خوش به حالتون. اونجا نزاشتم زیر آفتاب باشی ولی شما هم کمی برنزه شده بودی. از کیش که برگشتیم رفتیم باغ بابایی 4 روزی هم اونجا بودیم. اونجا هم خیلی خوش گذشت. چند تا عکس قشنگ از این مدت دارم که برات می زارم عزیزم.




اینم عکس شما با امیرمهدی موقع برگشت از کیش






نمی دونم چرا اصلا از روروک خوشت نمی اومد وقتی توش می نشوندمت اصلا باهاش راه نمی رفتی و انقدر گریه می کردی تا بیارمت بیرون ولی بعضی وقتا خودت می رفتی سراغش و از دسته هاش می گرفتی و راه می رفتی و در نهایت اینطوری می موندی !!


این پتوی رنگ وا رنگ که می بینی توی همه عکسات هست به خاطر شما پهن کردم که هم رنگها را خوب تشخیص بدی و از همه مهم تر زانوها و دستای قشنگت موقع چهار دست و پا رفتن خراب نشن



شیرین کاریهای یاسمین
